احادیث و روایات فراوانی از چهارده معصوم (ع) درباره نشانه های ظهور حضرت بقیةالله روحی له الفداء موجود است وضع مردم و حکومت ها و حوادثی که اتفاق می افتد را تشریح می کنند.بعضی روایات از جو اجتماعی قبل از ظهور و بعضی از حوادث و اتفاقات آن زمان ها سخن می گویند و در همین رابطه کتابهایی نوشته شده که از جمله کتاب شریف نوائب الدوهر فی علائم الظهور تالیف علامه معاصر سید حسین میرجهانی طباطبایی رحمة الله علیه می باشد.
مولف نزدیک به پانصد مورد از علائم و حوادث قبل از ظهور را به طور مستند نقل می نماید ولی ما چون بنای بر اختصار داریم به تعدادی از این علائم اشاره می کنیم.

1- اختلاف بسیار در تمام روی زمین.
2- خروج سفیانی که مردی از نسل یزیدبن معاویه و از پلیدترین مردم است.
3- خروج سید حسنی از طالقان که مردی از بزرگان شیعیان است و از ناحیه دیلمان قزوین خروج و قیام می نماید.
4- کشته شدن نفس زکیه پشت کوفه با هفتاد نفر.
5- خروج یمانی از طریق یمن
6- وقوع زلزله در بغداد که بسیاری از آن به زمین فرو رود.
7- زنده شدن بعضی از مردگان و برگشتن ایشان به دنیا به صورتی که آنها را بشناسند و با هم رفت و آمد کنند.
8- باریدن بیست و چهار باران پی در پی تا زمین را پاک و شسته کند و برکات زمین ظاهر شود.
9- ظاهر شدن دود تیره ای بالای سرها که در چشم و در گوش و بینی های مردم رود.
10- کشف حجاب و بی عفتی در زنها و شریک شدن زن ها در تجارت با شوهران و تمکین نکردن زنان از شوهرانشان.
11- واقع شدن فتنه در میان شرقی ها و غربی ها.
12- ظهور فتنه شدید در سال پیش از ظهور.
13-خراب شدن ری .
14- طلوع آفتاب از سمت مغرب .
15- تعطیل شدن مساجد تا چهل شبانه روز .
16- توجه بلاها به نواحی لبنان و مضطرب شدن عراق .
17- موت فقها پی در پی .
18- مساجد را جای خوردن غذاها قرار دادن .
19- رشوه گرفتن قضات در حکم و ندانسته حکم کردن ایشان .
20- مقاتله مسلمین با بهود .
21- قرآن را با ساز و نوا خواندن .
22- کم فروشی کردن و گران فروشی نمودن.
23- اعمال خیر را برای نمایش و ریا انجام دادن .
24- مرده را با استهزاء بردارند و کسی دنبال جنازه او گریه و زاری نکند.
25- ممنوع شدن عراق از دینار و جنس از طرف عجم.
26- آیات در آسمان ظاهر شود و مردم نترسند.
27- طلاق و جدایی بین زن و شوهر زیاد گردد.
28- قسم خوردن به ناحق فراوان شود.
29- مردان صورتهای خود را صاف و براق کنند.
30- قبور ائمه (ع) را به گلوله خراب کنند.

نویسنده : پیام | نسخه قابل چاپ | نظرات [1]
تاریخ ارسال : پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1387



ما مسلمانان بر این عقیده ایم که در آخرالزمان منجی بزرگ انسان ها از نسل پیامبر اکرم (ص) ظهور خواهد کرد و حکومت واحد و عادلانه ی جهانی را تشکیل خواهد داد.یکی از لقب های ایشان نیز        « مهدی» (عج) است.البته در کتاب های اهل سنت تاکید شده که حضرت « مهدی» از نسل پیامبر اکرم (ص) و حضرت فاطمه (س) است اما مشخص نیستکه این فرزند در چه زمانی به دنیا می آید ۱.
در این میان اعتقاد شیعه ،روشن،مشخص و همه جانبه است.
ما معتقدیم که بنابر سخنان صریح پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) موعود و منجی انسان ها دوازدهمین امام و فرزند امام حسن عسکری (ع) است.حضرت مهدی (ع) هم نام پیامبر(ص) و کنیه اصلی ایشان نیز همان کنیه پیامبر (ص) - یعنی ابولقاسم -  است.ایشان آخرین ذخیره ی الهی است،و با توجه خاص خدواند به حیات خود ادامه می دهد تا این که به اذن خداوند ظهور می کند و حکومت جهانی اسلام را تشکیل می دهد.

1-تاریخ بخاری،ج3،ص343،ج4،ص107و مستدرک حاکم،ج4،ص557.

نویسنده : پیام | نسخه قابل چاپ | نظرات [0]
تاریخ ارسال : سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387



پیامبران الهی برای تحقق وعده های الهی، از طرح خاصی برای پایان تاریخ سخن گفته اند.
آنان می گویند که در پایان تاریخ، در حالی که شرایط کاملا آماده شده است،یک ولی الهی ظهور می کند و حکومت جهانی و عادلانه ای تشکیل می دهد که فقط بر اساس دین خدا اداره می شود.
این عقیده ی اصلی پیامبران الهی است اما تعلیمات هر پیامبری پس از وی دستخوش دگرگونی شد.از جمله این دگرگونی ها،اعتقاد خاصی بود که پیروان هر پیامبری درباره ظهور موعود پیدا کردند.با وجود این اعتقادات مختلف،همه در اصل الهی بودن پایان تاریخ و ظهور ولی خدا برای برقراری حکومت جهانی اتفاق نظر دارند.

یهودیان معتقدند که هنوز « مسیح » و منجی نیامده است،روزی خواهد امد و دین حضرت موسی (ع) را در جهان گسترش خواهد داد و عدالت را برقرارخواهد کرد.
مسیحیان بر این باورند که حضرت عیسی (ع) همان منجی و موعود آخرالزمان است.آنان در این باره عقیده ی یکی از یاران حضرت عیسی (ع) به نام پولس را پذیرفته اند که می گوید منجی نهایی جهان حضرت عیسی (ع) است.او معتقد است بود که حضرت عیسی (ع) در شبی که ماموران حاکم به مخفیگاهش حمله کردند دستگیر شد و رورز بعد او را به صلیب کشیدند و کشتند اما سه روز پس از مرگ،بر صلیب زنده شد و به اسمان رفت.او دوباره ظهور می کند و  انسان ها را نجات می دهد.
این در حالی است که در انجیل برنابا و انجیل یوحنا ذکر شده که حضرت عیسی (ع) از آمدن پیامبری یعد از خود خبر می دهد و او را نجات بخش می خواند. قرآن کریم نیز کشتن و به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (ع)  را به صراحت رد می کند و می فرماید که آنان در این مسئله دچار اشتباه شدند(سوره ی نسا ء ، آیه 157)

در آیین زرتشتی،اعتقاد به سوشیانت که به معنای منجی و رهاننده است،اعتقد رایجی است و در تمام متون زرتشتی به ظهور این منجی بشارت داده شده است ۱ .

1- «خورشید مغرب» از محمد رضا حکیمی و «سوشیانت» یا «سیر اندیشه ی ایرانیان درباره ی موعود آخرالزمان» از علی اصغر مصطفوی.

نویسنده : پیام | نسخه قابل چاپ | نظرات [0]
تاریخ ارسال : یکشنبه 16 تیر‌ماه سال 1387



تعیین زمان ظهور در اختیار خداست  و کسی جز او از آن آگاهی ندارد.آنچه برای ظهور لازم است،احساس جهانی برای امداد الهی و کمک غیبی، ناامیدی از همه مکتب های غیر الهی و آمادگی لازم پیروان و یاران امام برای همکاری با ایشان است و از این امور جز خداوند،کس دیگری اگاهی ندارد.بنابراین،کسانی که زمان ظهور را تعیین می کنند،دروغگویند.
وقتی از امام باقر(ع)پرسیدند که آیا برای ظهور وقتی معین شده است،سه بار فرمود : تعیین کنندگان وقت،دروغ  گویند ۱.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
مثل ظهور حضرت مهدی (عج)،مثل برپایی قیامت است.مهدی(عج) نمی آید مگر ناگهانی  ۲.

همچنین کسانی که ادعای ارتباط مستقیم با امام زمان (عج) را دارند و مدعی پیام هایی از امام زمان (عج) برای مردم هستند،در ادعای خود صادق نیستند. آنان که به ملاقات آن حضرت نائل می شوند و از هدایت های ایشان بهره مند می گردند ، کمتر از آن برای دیگران صحبت می کنند.

1- بحار الانوار،ج53،ص103             2- منتخب الاثر،ص124و224 

نویسنده : پیام | نسخه قابل چاپ | نظرات [1]
تاریخ ارسال : شنبه 15 تیر‌ماه سال 1387



بدون شک قوت و نصرت از آن شیعه خواهد شد زیرا که غیر شیعه مثل ایشان چنین اعتقادی به ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ندارد.شیعه بوده که از عصر رسول خدا(ص) دست از ولای اهل بیت گرام او بر نداشته و در این راه بزرگترین فداکاریها و ایثارها را نموده و به همین جهت روزهای حکومت امام زمان (عج) روزهای عزتو آقایی اوست.

امام صادق (ع) می فرمود :
شیعیان ما در دولت حضرت قائم (ع) سر افرازان و حکمرانان روی زمین هستندوهر یک نفر ایشان از جهت قوت و قدرت با چهل نفر برابرند ۱.
در حدیثی دیگر همان گرامی فرموده که : خدواند تبارک و تعالی ترس و وحشترا از قلوب شیعیان ما بر می داردو در قلوب دشمنان ما قرار می دهد ۲.

امام علی(ع) درباره توجه شیعه به قرآن می فرمود:
مثل آن است که دارم می بینم که شیعیان ما در مسجد کوفه خیمه ها زده اند و مشغول تعلیم و آموزش قرآن  هستند ۳.
نکته دیگر ارتباط مستقیم و بدون واسطهامام زمان(ع) با شیعیان ودوستانش می باشد و بیان امام جعفر صادق(ع) گویای این حقیقت است .
زمانی که فائم ما قیام کند خداوند چشم وگوش شیعیان ما را چنان بینا و شنوا می کند تا جایی که بین انها و حضرت قائم (ع) هیچ پیام آوری وجود ندارد. امام زمان (ع) هر کجای عالم باشد و صحبت کند انها می شنوند و  او را  می بینند ۴.      

1- بحار،ج52،ص372        2- بحار،ج52،ص 372        3- غیبت نعمانی،ص 374       4- روضه کافی، ص 324

نویسنده : پیام | نسخه قابل چاپ | نظرات [2]
تاریخ ارسال : شنبه 15 تیر‌ماه سال 1387



هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد همانند مردم زمان جاهلیت مرده است ۱ .

هرکس بمیرد و آشنای به مقام امام خویش باشد مثل کسی استکه همراه و همنشین حضرت قائم(عج) در خیمه اوست ۲.

پایه و  اساس معرفتبه آن بزرگوار  را این مسائل تشکیل می دهد. کسب مقام امامت در طفولیت،اختفا ء ولادت و دوران کودکی ، غیبت صغری و کبرای حضرت،نواب خاص در زمان غیبت صغری و نواب عام و زعامت مسلمین در غیبت کبری،اعتقاد به علم و عصمت امام،طول عمر و ادمه زندگی حضرت،امتحان شیعیاندر زمان غیبت،فیض رسانی او در هنگام غیبت و در هنگام ظهور و حکومت بیعت هیچ طاغوتی را به گردن ندارد و اگر یک روز از جهان باقی مانده باشد او خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد،پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد.

1و2-سفینة البحار ، ج 1 ، ص 32

نویسنده : پیام | نسخه قابل چاپ | نظرات [0]
تاریخ ارسال : شنبه 15 تیر‌ماه سال 1387



جمعه پاتزدهم شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا حضرت مهدی (عج) چشم به جهان گشود.
حکیمهدختر امام محمد تقی (ع) نقل می کند که امام حسن عسکری (ع) مرا خواست و فرمود : عمه امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خدواند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد .
عرض کردم : مادر این فرزند مبارک کیست؟  فرمود : نرجس.
گفتم : فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم!
فرمود : برای همین می گویم نزد ما باش.وارد خانه شدم سلام کردمبانوی عالی مقام نرجس خاتون آمد کفش از پای من بیرون آورد و گفت :ای بانوی من شب بخیر!گفتم:بانوی من و خاندان ما نویی!گفت:نه،منکجاو این مقام بزرگ؟ گفتم : دخترجان امشب خدواند پسری به تو عنایت می فرماید : که سرور دوجهان خواهد بود. تا اینکلام ازمنشنیدبا کمال حجب و حیا نشست. پس از اقمه نماز افطار کردم و خوابیدم،سحرگاه برای انجام نماز شب برخاستم.بعد از نماز دیدم نرجس خوابیده و از وضع حمل او خبری نیست.پس از تعقیب نماز دوباره خوابیدم که پس از لحظه ای با اضطراب بیدار شدم دیدم نرجس نیز بیدار است ولی هیچگونه علامتی در وی مشهود نیست .
نزدیک بود که در وعده امام (ع) تردید کنم که ناگهان امام(ع)در مکانی که تشریف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند :
عمه : تعجیل مکن که وقت نزدیک است!
همینکه صدای مبارک امام حسن عسکری (ع) را شنیدم مشغول خواندن سوره المسجده و یس شدم.در این موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست . منبه وی نزدیک شدم و نام خدا را بر زبان جاری کردم و پرسیدم : آیا درخود چیزی احساس می کنی؟ گفت : آری.
گفتم : ناراحت مباش و دل قوی دار،این همان مژده است که به تو دادم.
اندکی بعد صاحب الامر سلام الله علیه متولد شد آن ماه پاره را دیدم که مواضع هفتگانهسجده را روی زمین گذاشته و ذکر حق می گوید. او را در آغوش گرفتم در حالی که بر خلاف نوزادان دیگر از آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود.
در این هنگام امام عسکری (ع) صدا زد : عمه جان ! فرزندم رانزد من بیاور،و او را نزد پدر بزرگوارش بردم،او را به سینه چسبانید و زبان در دهانش گذارد و دست بر چشم و گوش او کشید و فرمود فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت : شهادت می دهم به وحدانیت پروردگار و رسالت حضرت محمد(ص)،سپس بر امیرالمومنین(ع) و ائمه طاهرین (ع) درود فرستاد و چون به نام پدرش رسید دیدگان گشود و سلام کرد .
امام(ع) فرمود : عمه جان :او را نزد مادرش ببر تا به او نیز سلام کند و باز نزد من برگردان. او را نزد مادرش بردم سلام کرد،مادر نیز جواب سلامش را داد،سپس او ا پیش امام حسن عسکری (ع)برگردانیدم ۱.

بعضی از اسماء و القاب ان گرامی عبارتند از : بقیه الله ، حجت ، خلف صالح،ابوالقاسم،قائم منتظر ، مهدی و (م ح م د) ، ناگفته نماند که نام ( م ح م د ) بنا بر فتوای شیخ انصاری مکروه ، شیخ طوسی حرام و حاجی نوری ذکر آن در مجالس و محافل حرام است ۲ .

1- بخار ،ج51،ص2                      2- نجم الثاقب،ص48    

نویسنده : پیام | نسخه قابل چاپ | نظرات [7]
تاریخ ارسال : جمعه 14 تیر‌ماه سال 1387